یادت هست همیشه دوست داشتی برایت بنویسم .ولی نمیدانم چرا وقتی کنارم بودی انگار هیچ جملهدایی و هیچ کلمه ایی نمی توانست ان حس خوب مرا به تو بگوید . دوست داشتم فقط نگاهت کنم و هیچ نگویم و حتی صحبتی و یا حرفی بینمان ردو بدل نشود . دوست داشتم ؛تماما تو باشی و من درتو نمایان شوم. ایکاش از،بودن هایت از احساس خوب بودنت برایت مینوشتم تا شاید میفهمیدی که چقدر تورا دوست دارم . و حالا این طور تنها نمیشدم . انقدر از تو از احساسم از،خوشبختیم برایت مینوشتم که همه چیز آنطور می شد که نوشته ام . افسوس و حالا برایت مینویسم. ولی از،دلتنگی ؛از،نبودنهایت و از درد سینه ای که با یاد نبودنت تیر میکشد. از،اینکه چرا نیستی و اینکه چرا نباید داشته باشمت ،نه عقلم و نه قلبم این را نمیفهمد .همه چیز خوب بود همه چیز رو به بالا بود. اما نمیدانم چرا در یک لحظه بدون هیچ مقدمه ایی رفتن جای،خود را به ماندن داد و من امروز باید از،نبودنت اینطور دیوانه وار ویران شوم. برایت مینویسم تاشاید بیایی . تا شاید بمانی. تا شاید احساسم را بفهمی . برای اولین بار است که نمیتوتنم کلمات را درست درکنار هم قرار دهم. از،شدت دل تنگی و ازشدت غمی که در سینه دارم .کلمات برایم بی معنی شده اند . کدام کلمه و کدام جمله میتواند ابن رابه تو بگوید که باید باشی،نباید میرفتی و باید برگردی . بیا و بمان که من با تو ماندن را میخواهم . جایت بررسی از مرجع خالیست طبق کپی رایت ولی یادت بررسی از مرجع باقیست طبق کپی رایت در تک تک لحظه های زندگیم. پاورقی...
ما را در سایت پاورقی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 20 تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 2:22